
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ از زمان آغاز جنگ علیه ایران، شرایط ترانزیت در تنگه هرمز در واکنش به حمله نظامی ایالات متحده و ایران و سپس مذاکرات آتشبس، نوسان داشته است. پس از تهدیدات ایران، تردد روزانه از این تنگه از ۹۵ کشتی در ۲۷ فوریه به تنها چهار کشتی در دوم مارس کاهش یافت. البته پس از امضای تفاهمنامه واشنگتن و تهران برای آتشبس در ۱۷ ژوئن، حجم ترانزیت رو به بهبود گذاشت و ۲۴ ژوئن به ۴۴ کشتی و ۲۵ ژوئن به ۴۳ کشتی رسید.
عربستان فوریه ۲۰۲۶ تقریباً ۷.۱۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر کرد که از این میزان، ۶.۳۴ میلیون بشکه از تنگه هرمز صادر شده است
با وجود این، اختلاف اساسی بر سر خطوط کشتیرانی همچنان حل نشده باقی مانده است. ایران استفاده از سمت عمانی تنگه را رد می کند و اصرار دارد کشتیها از آبهای ایران عبور کنند. در نتیجه، ناوبری دوباره محدود شده و از اواسط ژوئیه به بعد، تردد روزانه به کمتر از ۱۰ کشتی کاهش یافته است.
این اختلالات، صادرات انرژی خاورمیانه را کاهش داده است. حمل و نقل نفت خام و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز از ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز در اکتبر-دسامبر ۲۰۲۵ به ۱۴.۹ میلیون بشکه در روز در ژانویه-مارس ۲۰۲۶ کاهش یافت و سپس آوریل-ژوئن به ۴.۹ میلیون بشکه در روز سقوط کرد.
ظرفیت مسیرهای جایگزین برای دور زدن تنگه نیز محدود هستند. عربستان سعودی خط لوله نفت خام شرق-غرب را برای اتصال میادین نفتی بقیق به بندر ینبع در دریای سرخ، با ظرفیت ۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز اداره میکند. امارات نیز خط لوله نفت خام ابوظبی را از میادین حبشان به فجیره در سمت اقیانوس هند، با ظرفیت ۱.۸ میلیون بشکه در روز ساخته است.
عربستان فوریه ۲۰۲۶ تقریباً ۷.۱۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر کرد که از این میزان، ۶.۳۴ میلیون بشکه از تنگه هرمز و ۰.۸۱ میلیون بشکه از ینبع صادر شده است. پس از ماه مارس، ریاض تغییر مسیر به ینبع را تسریع کرد و تا ژوئن، روزانه ۴.۳۲ میلیون بشکه از ۴.۶۵ میلیون بشکه از دریای سرخ ارسال میشد.
امارات متحده عربی صادرات خود را از فجیره و با استفاده از «انتقال شاتل» حفظ کرده است. صادرات امارات از ۲.۱۷ میلیون بشکه در روز ماه مارس به ۴.۲۶ میلیون بشکه در ماه ژوئن افزایش یافت.
در مقابل، عراق، کویت و قطر که فاقد خطوط لوله فرعی هستند، بهبود چندانی تجربه نکردهاند. سال ۲۰۲۵، صادرات نفت خام آنها از هرمز به ۳.۳۲ میلیون بشکه در روز برای عراق، ۱.۴۰ میلیون بشکه در روز برای کویت و ۰.۷۳ میلیون بشکه در روز برای قطر رسید. طبق گزارشها، از انتقال شاتل نیز برای این تولیدکنندگان استفاده میشود، اما این موضوع برای بازگرداندن حجم به سطوح پیش از جنگ کافی نبوده است.
البته انتقال نفت به وسیله شاتل و بدون رضایت ایران، خطرات امنیتی قابل توجهی به همراه دارد. نفتکشهای مرتبط با شرکت ملی نفت ابوظبی در۱۳ و ۱۴ آگوست هنگام عبور از تنگه مورد حمله قرار گرفتند که در هر مورد، ایران مظنون به دخالت در آن بود. گرچه انتقال نفت از شاتل راه حل جزئی ارائه میدهد، اما راهکار پایدار و بلندمدت نیست.
در این میان، محمولههای گاز طبیعی مایع با محدودیتهای بیشتری روبرو هستند. تقریباً تمام ۸۰ میلیون تن صادرات سالانه LNG از قطر و امارات متحده عربی از تنگه هرمز عبور میکنند و حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی LNG در سال ۲۰۲۵ را شامل میشود.
برخلاف نفت خام، LNG مسیر عبوری از طریق خط لوله ندارد. صادرات LNG قطر که پیش از جنگ به طور میانگین ۶ تا ۸ میلیون تن در ماه بود، از مارس ۲۰۲۶ به بعد به ۱ میلیون تن کاهش یافت.
با کاهش عرضه نفت و گاز طبیعی مایع خاورمیانه، واردکنندگان آسیایی به ایالات متحده روی میآورند. انقلاب شیل در دهه ۲۰۱۰ به طور چشمگیری تولید نفت و گاز ایالات متحده را افزایش داد و این کشور را قادر ساخت تا محدودیتهای صادراتی را لغو کند. پس از عملیات روسیه در سال ۲۰۲۲، صادرات ایالات متحده به اروپا افزایش یافت و به ثبات تأمین انرژی اروپا کمک کرد. امروزه، تأمین انرژی ایالات متحده نه تنها برای ژاپن، بلکه برای متحدان آسیایی واشنگتن نیز اهمیت راهبردی دارد.
صادرات نفت و فرآوردههای نفتی ایالات متحده از زمان آغاز جنگ با ایران به شدت افزایش یافته است. طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده (EIA)، صادرات نفت خام از ۱۲۰ میلیون بشکه در فوریه ۲۰۲۶ به ۱۶۰ میلیون بشکه در آوریل و ۱۷۰ میلیون بشکه در ماه می افزایش یافته است. محمولههای ارسالی از قطب اصلی صادرات در سواحل خلیج مکزیک بین فوریه و می دو برابر شده است.
صادرات فرآوردههای پالایششده نیز بین فوریه و می افزایش یافت که دیزل تقریباً ۶۹ درصد، سوخت جت ۳۹ درصد و نفت کوره مورد استفاده در بانکرینگ دریایی ۵۱ درصد است. صادرات گاز مایع نیز همین روند را داشت و پروپان و بوتان، به عنوان سوخت خانگی و صنعتی همچنین خوراک پتروشیمی، به ترتیب ۲۴ و ۶۷ درصد افزایش یافتند. اتان به عنوان یکی دیگر از خوراکهای کلیدی پتروشیمی هفت درصد افزایش را ثبت کرد. صادرات نفتا از ۸.۰۱ میلیون بشکه در فوریه به ۱۷.۴۸ میلیون بشکه در مارس افزایش یافت و آوریل در سطح ۱۵.۸۸ میلیون بشکه باقی ماند. بنابراین، ایالات متحده نه تنها به عنوان تأمینکننده جایگزین نفت خام، بلکه به منبع اصلی سوختهای پالایششده نیز تبدیل شد.
یکی از ویژگیهای مهم صادرات نفت ایالات متحده، تغییر چشمگیر به سمت آسیاست. صادرات به آسیا از ۳۴.۱۱ میلیون بشکه در فوریه به ۸۳.۶۴ میلیون بشکه در ماه می افزایش یافت و سهم آنها از کل صادرات نفت خام ایالات متحده را از ۲۸ به ۴۷ درصد افزایش داد. در این میان، ژاپن بیشترین افزایش را شاهد بود و از ۷.۷ میلیون بشکه در مارس به ۱۹.۸ میلیون بشکه در آوریل و ۳۳.۶۱ میلیون بشکه در ماه می رسید.
صادرات به کره جنوبی از ماه مارس در حدود ۲۵ میلیون بشکه بالا مانده است. صادرات به تایلند و سنگاپور نیز افزایش یافت و البته صادرات به تایوان و هند ثابت بوده است. با کاهش عرضه خاورمیانه، نفت خام ایالات متحده برای بازار آسیا در اولویت قرار میگیرد.
با کاهش عرضه نفت و گاز طبیعی مایع خاورمیانه، واردکنندگان آسیایی به ایالات متحده روی میآورند
صادرات LNG آمریکا نیز به طور مشابه به سمت آسیا تغییر جهت داده است. در مقایسه فوریه و می ۲۰۲۶، صادرات به ژاپن ۵۱۵ درصد، به کره جنوبی ۵۶۸ درصد، به تایلند ۲۶۲ درصد، به هند ۱۰۷ درصد و به تایوان ۲۳ درصد افزایش یافته است. سنگاپور که فوریه واردات LNG از ایالات متحده نداشت، در ماه می ۱۰۲.۵ میلیارد فوت مکعب وارد کرده است. در همین حال، صادرات LNG آمریکا به اروپا به شدت کاهش یافت که شامل ۸۸ درصد برای بریتانیا، ۴۵ درصد برای فرانسه و ۸۹ درصد برای ترکیه است. این تغییرات، انعطافپذیری LNG آمریکا را در تغییر مسیر محمولهها بر اساس تقاضا یا شرایط بازار را آشکار میکند.
با گسترش صادرات منابع ایالات متحده به آسیا، وابستگی این منطقه به انرژی واشنگتن به شدت افزایش یافته است. با مقایسه دادههای واردات بین فوریه و ژوئن ۲۰۲۶، سهم نفت خام ایالات متحده برای ژاپن از هفت به ۳۱ درصد، برای تایلند از چهار به ۲۶ درصد و برای سنگاپور از صفر به ۳۶ درصد افزایش یافته و کره جنوبی نیز شاهد رشد جزئی از ۱۸ به ۱۹ درصد بوده است. از همین روی، نفت ایالات متحده به مکمل حیاتی برای عرضه خاورمیانه تبدیل شده است.
واردات LNG از ایالات متحده نیز به طور مشابه به شدت افزایش یافته است. بین فوریه و ژوئن، سهم واردات ایالات متحده از یک به ۹ درصد در ژاپن، از سه به ۲۶ درصد در کره جنوبی، از ۱۸ به ۴۱ درصد در تایوان و از ۱۳ به ۲۱ درصد در هند افزایش یافته است. تایلند و سنگاپور که در فوریه LNG از ایالات متحده وارد نکردند، شاهد افزایش سهم ایالات متحده به ترتیب به ۴۲ و ۴۸ درصد بودند. بدون جدول زمانی مشخصی برای از سرگیری کامل صادرات LNG قطر و امارات متحده عربی، LNG آمریکا به منبع جایگزین حیاتی تبدیل شده است.
صادرات نفت ایالات متحده نقش محوری در کاهش تأثیر اختلالات عرضه خاورمیانه داشته است. اما حفظ سطح صادرات کنونی به شدت نامشخص است. تولید نفت ایالات متحده از تقریباً ۳۸۰ میلیون بشکه در فوریه ۲۰۲۶ به ۴۲۰ میلیون بشکه در مارس افزایش یافت، اما در ماههای آوریل و می تغییری نکرد. بنابراین، افزایش صادرات نه با تولید بیشتر، بلکه با کاهش موجودیهای تجاری و ذخایر راهبردی نفت (SPR) حمایت شده است.
به طوری که ذخایر راهبردی (SPR) از تقریباً ۴۱۰ میلیون بشکه در ۲۷ فوریه به حدود ۲۹۰ میلیون بشکه در ۱۴ آگوست کاهش یافته است. این کاهش شدید، نگرانیهایی را درباره توانایی ایالات متحده در حفظ سطح بالای صادرات ایجاد میکند. پس از شروع جنگ، واشنگتن متعهد شد ۱۷۰ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی را با هماهنگی آژانس بینالمللی انرژی آزاد کند.
باید توجه داشت ایالات متحده بدون ذخایر کافی وارد این درگیری شد؛ دولت جو بایدن رئیس جمهور سابق آمریکا سال ۲۰۲۲ تقریباً ۱۸۰ میلیون بشکه را برای مقابله با افزایش قیمتها پس از عملیات ویژه روسیه آزاد کرد، اما تزریق مجدد هرگز ذخایر راهبردی را به سطح قبل از آزادسازی بازنگرداند.
موجودی نفت تجاری نیز تا ۱۴ آگوست تقریباً ۴۲۰ میلیون بشکه بود، اما با توجه به چشمانداز محدود برای افزایش قابل توجه تولید داخلی ظرفیت ایالات متحده برای جبران شوکهای جدید عرضه مانند تعطیلی احتمالی خطوط لوله فرعی عربستان یا امارات، به تدریج در حال کاهش است. اگر واشنگتن ثبات قیمت بنزین داخلی را در اولویت قرار دهد، احتمالاً برداشت بیشتر ذخایر راهبردی را محدود کند یا محمولههای نفت خام خارجی را کاهش دهد.
درباره LNG، محدودیت اصلی ظرفیت مایعسازی است نه تولید. تأسیسات موجود در وهله نخست محمولهها را بین مقاصد مختلف توزیع کردهاند، اما انتظار میرود از سال ۲۰۲۷، ظرفیت مایعسازی ایالات متحده به شدت گسترش یابد. طبق گزارش EIA، حداکثر ظرفیت اسمی در سال ۲۰۲۶ تقریباً ۱۶۰ میلیون تن در سال بوده و طبق برآوردها در سال ۲۰۲۷ به ۲۱۰ میلیون تن برسد. پروژههای بزرگ در حال ساخت در تگزاس و لوئیزیانا نیز میتوانند ظرفیت را تا سال ۲۰۳۰ به بالای ۳۰۰ میلیون تن برسانند.
این موضوع توانایی ایالات متحده را برای تأمین تقاضای رو به افزایش در اروپا و آسیا افزایش خواهد داد. اگر ایران موضع سختگیرانهای درباره کنترل تنگه هرمز اتخاذ کند و صادرات LNG قطر و امارات متحده عربی همچنان محدود بماند، واردکنندگان آسیایی احتمالاً وابستگی خود را به ایالات متحده افزایش خواهند داد. به ویژه برای ژاپن، هرگونه کاهش وابستگی به LNG روسیه اهمیت راهبردی عرضه ایالات متحده را افزایش خواهد داد.
با وجود این، گسترش صادرات LNG مستلزم آن است که ایالات متحده نه تنها تولید گاز طبیعی داخلی را افزایش، بلکه سرمایهگذاری در زیرساختهای خط لوله را برای اتصال حوزههای تولید به پایانههای مایعسازی انجام دهد.